شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۹:۰۹
«بعثت مردم»، سنگ بنای تحول در تکلیف اجتماعی است

حوزه/ رئیس دانشگاه باقرالعلوم(ع) با طرح این ایده که «بعثت مردم» امتداد فقهی راه انبیاست، گفت: این مفهوم، سنگ بنای تحول در فهم تکلیف فردی و اجتماعی در فقه سیاسی است و ضرورت بازنگری در عمومات فقه سیاسی، به ویژه قاعده «حفظ نظام» را گوشزد کرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری حوزه، حجت الاسلام و المسلمین سید احسان رفیعی علوی، رئیس دانشگاه باقرالعلوم(ع) امروز شنبه ۱۲ اردیبهشت ماه در نشست علمی «بعثت مردم خوانش فقهی – سیاسی» که به همت گروه فقه سیاسی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی در سالن کوثر این پژوهشگاه برگزار شد، با اشاره به ریشه‌های الهیاتی بعثت، اظهار کرد: عقل انسانی در ادراکات خود قادر به فهم کلیات است، اما فیلسوفان اسلامی از ابن سینا تا ملاصدرا معتقدند که انسان برای رشد و رسیدن به غایت خود، نیازمند هدایت عقول کامل از طریق بعثت و نبوت است. این تجلی، زبان گفتگوی عالم ماورایی با بشر است که انسان را به سوی هدایت فرا می‌خواند. این لایه از الهیات، ضرورت ارتباط و گفتگو میان عالم غیب و بشریت را نمایان می‌سازد.

عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم(ع) در ادامه به پیوند این مباحث الهیاتی با فقه سیاسی پرداخت و گفت: اگر الهیات، بنیان اصلی زندگی اجتماعی انسان باشد، این زندگی دارای لایه‌های هنجاری است که مبادی کلامی و معرفتی در آن ورود کرده و سامان‌دهنده آن می‌شوند. از این رو، ایده «مبعوث شدن» در واقعیت، خالی از وجاهت فقهی نیست. اگر قرار باشد این بعثت به صورت ساختارمند در زندگی اجتماعی ما جریان یابد، نیازمند گفتگوی فقهی است؛ جایی که فقه، متصدی تنظیم رفتارهای هنجاری زندگی اجتماعی انسان می‌شود.

رئیس دانشگاه باقرالعلوم(ع)، اولین حرکت مورد نیاز فقه با این مبدأ کلامی را توجه به لایه مکلف در فقه دانست و اظهار داشت: غالباً لایه مکلف فردی در فقه پررنگ شده است، اما این ایده، لایه مکلف اجتماعی و جامعه به مثابه مکلف را برجسته می‌سازد. اگر الهیات، حامل تکامل اجتماعی باشد، جامعه تنها ظرف اجرای احکام نیست، بلکه خود مکلف به اقامه احکام است و اینجاست که بعثت در عالم ناسوتی به یک حرکت اجتماعی منجر می‌شود؛ جامعه‌ای که برای اقامه دین قیام کرده و در این مسیر رشد می‌یابد.

وی با بیان اینکه اولین دال فقهی که در فقه سیاسی می‌توان از آن استفاده کرد، ضرورت مبعوث شدن مردم است، افزود: اگر انسان نیازمند عقل انبیا باشد و بعثت انبیا در مقام تأسیس و حدوث است، «بعثت مردم» امتداد فقهی راه انبیاست. اولین واجب شرعی ما این است که آنچه تاکنون در فقه، گفتگوی بالغان غیرمُکلف یا مکلف فردی تلقی می‌شد، اکنون جامعه را نیز مکلف بدانیم و گفتگو با آن را آزاد کنیم. این اندیشه، تکلیف شرعی و مکلف شرعی را به بلوغ می‌رساند؛ تکلیف تنها یک رفتار فردی با چارچوب‌های شخصی نیست، بلکه در ساحت فردی و اجتماعی وابسته به رشدی است که جامعه در امتداد حرکت انبیا به آن نیاز دارد.

حجت الاسلام و المسلمین رفیعی علوی تأکید کرد: نظریه «بعثت مردم» روح نبوت است که اگر در فقه اشراق شود، مکلف شرعی و تکلیف شرعی را دستخوش تحولات خود قرار می‌دهد. اولین آورده این نظریه، تغییرات در تکلیف شرعی و مکلف شرعی است. دومین نکته، وجود عمومات در فقه سیاسی است؛ همانطور که در فقه معاملات، اصولی چون «اوفوا بالعقود»، «احل الله البیع و حرم الربا» و «عفو عن الربا» عمومات فوقانی حاکم بر باب معاملات هستند، در فقه سیاسی نیز قاعده «حفظ نظام» به عنوان اوجب واجبات و همچنین قاعده «نفی سبیل» در حوزه فقه سیاست خارجی، از عمومات بنیادین محسوب می‌شوند که در تزاحم و تعارض احکام، راهگشا خواهند بود.

فقه سیاسی نیازمند بازنگری در پرتو «بعثت امت» است

وی ضمن تشریح جایگاه فقه سیاسی در اسلام، چهار اصل کلیدی «امر به معروف و نهی از منکر»، «مردم و حکومت»، «دعوت» و «حفظ نظام» را به عنوان پایه‌های اصلی فقه سیاسی برشمرد و اظهار داشت: این اصول، در واقع زاییده خوانش ما از دین هستند و روح حاکم بر آن‌ها، تعیین‌کننده میزان اثربخشی‌شان در ساختارسازی فقهی و ساماندهی هنجارهای اجتماعی خواهد بود.

حجت الاسلام والمسلمین رفیعی علوی، با اشاره به لزوم افزودن اصل «ولایت» به این چهار اصل، در مجموع پنج اصل را برای استنباط احکام فقه سیاسی ضروری دانست و گفت: این پنج اصل، نیازمند یک روح تفسیری واحد هستند تا از تفاسیر ناروا و روایی در امان بمانند. وی «بعثت امت» و «اقامه حکم در جامعه» را، به عنوان بسترساز این روح تفسیری معرفی کرد.

رئیس دانشگاه باقرالعلوم(ع)، با بیان اینکه «بعثت امت» به معنای مکلف‌سازی و شکل‌دهی به تکالیف است، تصریح کرد: فقه سیاسی بدون این پنج اصل و روح تفسیریِ «بعثت امت»، ناقص است و قادر به نظام‌سازی و راه‌بری احکام اجتماعی نخواهد بود.

وی با اشاره به اینکه «بعثت انبیا» می‌تواند مفاهیم فقه سیاسی را بازتاسیس کند، افزود: از منظر فلسفه فقه، «بعثت امت» طریقی است که فقیه برای استنباط احکام، ساختارسازی هنجاری و تنظیم امور اجتماعی در پیش روی خود قرار می‌دهد.

حجت الاسلام والمسلمین رفیعی علوی، با مقایسه‌ی وضعیت نظری و عملی فقه سیاسی، بیان داشت: در حوزه نظر، فقه سیاسی ما همچنان در فهم «بعثت امت» متوقف مانده و جستارهای پراکنده‌ای را تجربه می‌کند. اما در عرصه عمل و در کف خیابان، «بعثت مردم» روح حرکت‌های اجتماعی و باید و نبایدهای اجتماعی را سامان می‌دهد.

وی در ادامه، مردم را محل نزول رحمت الهی و تاریخ‌سازان تمدن معرفی کرد و گفت: اگر غایت فقه را «تمدن‌سازی» در نظر بگیریم، نه صرفاً دور شدن از اسلام به عنوان یک تکلیف فردی، آنگاه می‌توانیم لبه‌ی پررنگ فقه سیاسی را در زندگی مردم تجربه کنیم.

رئیس دانشگاه باقرالعلوم(ع)، با اشاره به تجربه‌ی عملی «بعثت مردم»، اظهار داشت: در حالی که دسترسی به ولایت فقیه برای برخی محدود شده است، اما مردم با حضور فعال خود در صحنه، نقش تعیین‌کننده در اقامه دین و سرنوشت اجتماعی را به عنوان یک ارزش عالی فقهی دنبال می‌کنند.

حجت الاسلام والمسلمین رفیعی علوی، «بعثت مردم» را دریچه‌ای برای فقه سیاسی دانست و تأکید کرد: فهم چگونگی درک و رشد حکم اجتماعی توسط مردم، به ویژه در اقشار مختلف جامعه اعم از هنرمندان و اصناف، نشان‌دهنده بلوغ فقه سیاسی در عمل است.

رئیس دانشگاه باقرالعلوم(ع)، به تبیین ابعاد مختلف ایمان و نقش فقه در هدایت جامعه پرداخت و اظهار داشت: بهره‌مندی مردم از ایمان متفاوت است؛ در این میان، باب روایتی نیز وجود دارد که قابل انکار نیست. به عنوان مثال، ممکن است ایمان اهل موسیقی و هنر یا حتی یک شاعر، به استحکام ایمان یک فقیه نباشد. اما ایده‌ی بعثت توانسته است تمام اصنافی را که از زندگی فقهی دور شده بودند، به این مسیر نزدیک کند و روح شریعت را به آن‌ها بنمایاند.

وی با اشاره به نقش فقیه در جامعه، تصریح کرد: یک فقیه می‌تواند در زمان حیات خود و حتی پس از آن، جامعه را رشد دهد. وظیفه‌ی فقیه صرفاً نزدیک کردن مردم به وجوبات و محرمات به صورت مو به مو نیست، بلکه وظیفه‌ی اصلی فقه، زنده کردن و نزدیک کردن مردم به عبودیت خداوند است.

رئیس دانشگاه باقرالعلوم(ع) با بیان اینکه فلسفه فقه، دانش عبودیت است، گفت: فقه برای رسیدن به جایگاه آیت‌الله العظمی یا ولایت فقیه خلق نشده است، بلکه هدف از آن این بوده که مردم بتوانند بهتر خداوند را عبادت کنند و مسیر زندگی خود را بهتر مدیریت نمایند. بنابراین، صرف اجرای احکام مد نظر نیست، بلکه اولویت با نزدیک کردن مردم به روح عبودیت و بندگی است و پس از آن، احکام شرعی اجرا خواهد شد. این امر در عبادات نیز مشهود است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha